avajeh

ارائه خدمات مشاوره و روانشناسی در زمینه های مختلف خانواده، اعتیاد، ازدواج و ...

avajeh

ارائه خدمات مشاوره و روانشناسی در زمینه های مختلف خانواده، اعتیاد، ازدواج و ...

اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی یکی از رایج‌ترین مشکلات روانی قرن اخیر به شمار می‌رود. این مشکلات انواع زیاد و شدت‌های مختلفی دارند. به همین منظور، شمار زیادی از مراجعان مراکز سلامت روان را به خود اختصاص می‌دهند. بر این اساس، آگاهی از نشانه‌های این اختلالات و آشنایی با علل بروز آن‌ها می‌تواند به افراد در شناسایی ناراحتی‌های روحی خود کمک کند. خیلی اوقات علائم اختلالات اضطرابی به صورت جسمانی بروزکرده و فرد را به مراکز درمانی می‌کشاند. اما وقتی علل جسمانی یافت نشد، برای درمان به متخصص روانشناسی ارجاع داده می‌شود. برای دریافت خدمات مشاوره استرس کلیک کنید.

منبع: اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی

همه انسان‌ها در طور زندگی روزمره خود، لحظاتی از اضطراب و نگرانی را تجربه می‌کنند. این موضوع، بخشی از روند طبیعی زندگی به شمار می‌آید. بااین‌حال، گاهی این تنش‌ها به حدی زیاد می‌شود، یا رویدادهای استرس‌زا آن‌قدر تکرار می‌گردند که برای فرد مشکل‌ساز می‌شوند. در این شرایط احتمال بروز اختلالات اضطرابی بالا می‌رود.

به‌طورکلی، منظور از اختلالات اضطرابی، حالتی از برانگیختگی روانی شدید است. ترس، نگرانی مفرط و حس تردید ازجمله ویژگی‌های این اختلالات به شمار می‌رود.

البته باید توجه داشت که تشخیص گذاری مشکلات اضطرابی منوط به داشتن ویژگی‌های زیر است:

  • میزان تنش و نگرانی افراد بسیار بیش‌تر از آن چیزی است که محرک تهدیدآمیز می‌تواند ایجاد کند.
  • فرد علت این نگرانی و اضطراب دائمی خود را نمی‌دانند.
  • ترس و اضطراب مزمن باعث می‌شود تا فرد همواره در رنج باشد و یا دچار نابسامانی در عملکردهای خود شود.

نشانه های اختلالات اضطرابی

اضطراب در افراد دچار اختلال، باعث بروز نشانه‌ها و علائم متنوعی می‌گردد. این علامت‌ها برحسب ویژگی‌های ژنتیکی و نیز خلق‌وخوی هر شخص می‌تواند با دیگری تفاوت داشته باشد. بااین‌حال، ازجمله علائم رایج بین مبتلایان به اختلالات اضطرابی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

علائم جسمی اختلالات اضطرابی

  • تنش‌های عضلانی
  • تنگی نفس
  • احساس خستگی مفرط و غیرعادی
  • از جا پریدن‌های بیش‌ازحد
  • بالا بودن ضربان قلب
  • تعریق بیش‌ازاندازه
  • بروز مشکلات گوارشی
  • حالت تهوع
  • تکرر ادرار
  • لرزش‌های بدنی
  • خشکی دهان
  • سرد شدن نوک انگشتان

نشانه های روان‌شناختی اختلالات اضطرابی

  • ترسیدن‌های مکرر
  • مشکل در تمرکز
  • اختلالات خواب
  • پرخوری یا بی‌اشتهایی عصبی
  • گوش‌به‌زنگی دائم
  • کاهش تمایل جنسی
  • افزایش تحریک‌پذیری

دلایل بروز اختلالات اضطرابی

برحسب آن‌که چه چیزی در ابتدا مسبب بروز ترس و اضطراب در افراد شده است، علل متفاوتی نیز می‌توان برای شکل‌گیری این اختلالات در افراد در نظر گرفت. نظریه‌های متفاوتی به بیان دلایل رخ دادن مشکلات اضطرابی از منظر خود پرداخته‌اند.

رایج‌ترین دیدگاه‌های بیان‌شده در مورد علت بروز اختلالات اضطرابی به شرح زیر هستند.

عوامل زیستی و فیزیولوژیکی

بر اساس این دیدگاه، عواملی به شرح زیر می‌توانند باعث بروز اختلالات اضطرابی در افراد شوند:

  • بروز اختلال در تعادل هورمونی بدن
  • وجود ژن‌های مؤثر بر تجربه نشانه‌های اضطرابی در افراد
  • بارداری در زنان
  • نابسامانی در عملکرد غده تیروئید
  • پایین بودن قند خون
  • فشارخون غیرطبیعی
  • بی‌نظمی مادرزادی ضربان قلب

عوامل محیطی

رخدادها و شرایط اجتماعی زیادی ممکن است باعث شود تا فرد دچار تنش یا اضطرابی بیش‌ازحد توانش شود. درنتیجه، این مشکلات می‌تواند در برخی از افراد باعث ایجاد اختلالات اضطرابی شود. حوادثی از قبیل زیر می‌توانند برای عده‌ای از مردم استرس‌زا باشند:

  • جدایی والدین
  • مرگ عزیزان
  • احساس طردشدگی
  • اخراج شدن از کار و مشکلات مالی
  • ناتوانی‌های جنسی در روابط عاطفی

عوامل روانی

رویکردهای متفاوتی در روان شناسی تلاش کرده‌اند تا علت شکل‌گیری مشکلات اضطرابی را بر مبنای خود توضیح دهند. اگرچه، به‌طورکلی این نظریات مسائل مشترکی را به‌عنوان عوامل ایجادکننده اختلال‌های اضطراب در نظر می‌گیرند. برای مثال کمبود حمایت‌های عاطفی، نداشتن راهبردهای مقابله‌ای کارآمد در مواجهه با استرس، ضعف ایگو و… ازجمله شایع‌ترین علل مشکلات روانی به‌خصوص اختلالات اضطرابی به‌حساب می‌آیند.

انواع اختلالات اضطرابی

فوبیاهای خاص

این اختلال عبارت است از ترس غیرمنطقی، افراطی و همیشگی نسبت به برخی اشیاء یا موقعیت‌های خاص. محرک‌های این اختلال آن‌قدر برای فرد استرس‌زا هستند که معمولاً آن‌ها از رویارویی با آن‌ها خودداری می‌کنند. این افراد از غیرمنطقی بودن ترس خودآگاه‌اند ولی نمی‌توانند اضطراب خود را کنترل کنند.

اختلال پانیک یا وحشت‌زدگی

این اختلال به معنای تجربه حملات مکرر و شدید هراس و وحشت است که معمولاً به‌صورت ناگهانی در افراد رخ می‌دهد. در بیشتر مواقع، مبتلایان سمپتوم‌های فیزیولوژیکی شدیدی را نیز تجربه می‌کنند. ازجمله سرگیجه، تپش قلب، لرزش بدن، تعریق زیاد و… .

اختلال اضطراب تعمیم‌یافته

افراد مبتلابه اضطراب تعمیم یافته، به‌طور مداوم نسبت به حوادث آینده نگران هستند. این اضطراب و ترس دائمی باعث بروز نشانه‌های بیمار گون و شکل‌گیری اختلال در افراد می‌شود.

اختلال اضطراب جدایی

در این اختلال، فرد به علت جدا شدن از خانه یا افرادی که به آن‌ها وابستگی عاطفی دارد، به‌شدت مضطرب می‌شود. میزان نگرانی این افراد به‌قدری است که حتی تصور جدایی نیز باعث بروز نشان‌های اضطرابی در آن‌ها می‌گردد. اضطراب‌جدایی در کودکان نیز شایع است.

آگورافوبیا

افراد مبتلابه این اختلال همیشه نگران هستند که درجایی گیر بیفتند و در صورت نیاز، نتوانند از کسی کمک بگیرند. نام‌های دیگر این اختلال عبارت‌اند از: ازدحام‌هراسی، بازار هراسی، ترس از محیط‌های باز یا بسته. سایر انواع فوبیاها هم زیر مجموعه اختلالات اضطرابی هستند.

راهکارهای درمانی اختلالات اضطرابی

دارودرمانی

در شرایطی که شدت علائم اضطرابی در افراد بسیار زیاد باشد، معمولاً اولین توصیه درمانگران، استفاده از داروهای ضداسترس است. این داروها شامل SSRI ها، داروهای سه حلقه‌ای و SNRI ها می‌شوند.

درمان‌های شناختی

در این رویکرد، به اصلاح باورهای تحریف‌شده و غلط از دنیا و محرک‌های استرس‌زا می‌پردازند. این روش به بیماران کمک می‌کند تا دیدگاهی جدید و سازگارتر را نسبت به موقعیت‌ها در نظر بگیرند. درنتیجه نحوه واکنش آن‌ها نیز بر اساس تغییر نگرش‌شان، بهبود می‌یابد.

رفتاردرمانی

در این نوع درمان، تمرکز روی تغییر رفتارهای آسیب‌زننده افراد قرار دارد. به‌عبارت‌دیگر، درمانگران تلاش می‌کنند تا نحوه واکنش بیماران به محرک‌های هراس‌آور را مستقیماً تغییر دهند.

برای دریافت مشاوره در زمینه اختلالات اضطرابی می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی آواژه تماس حاصل نمایید.

منبع: اختلالات اضطرابی

ازدواج با شخصیت اجتنابی

در مورد ازدواج با شخصیت اجتنابی بهتر است اول به زندگی مشترکی که در آینده با او خواهید داشت خوب فکر کنید. ممکن است او در آغاز رابطه بسیار خجالتی باشد و در هر زمینه‌ای تا شما به سمت او قدم بر ندارید، او پیش‌قدم نشود. شاید در ابتدا این رفتار او را به اشتباه نجابت یا حیا بنامید؛ ولی با گذشت زمان متوجه خواهید شد که او در همه موقعیت‌ها و حتی ‌روابط زناشویی هم رفتار اجتنابی دارد. این شرایط و رابطه در زندگی مشترک وضعیت رضایت‌بخشی نیست. از این رو توصیه می‌کنیم قبل از این که با شخصیت اجتنابی ازدواج کنید، آگاهی‌های لازم را در مورد ویژگی‌های رفتاری شخصیت اجتنابی بدست آورید. در مورد پیامد‌های احتمالی زندگی با او خوب فکر کنید و عقلانی تصمیم بگیرید. زیرا اگر با آگاهی کافی از خصوصیات رفتاری او تصمیم به ازدواج با شخصیت اجتنابی بگیرید، راحت‌تر می‌توانید با او کنار بیایید.

منبع: ازدواج با شخصیت اجتنابی

ازدواج با شخصیت اجتنابی و زندگی زناشویی

انسان موجودی اجتماعی است، و باید فعالانه در اجتماع حضور داشته باشد. زیرا انسان بسیاری از مهارت‌های زندگی را در جمع و از طریق برقراری ارتباط با دیگران می‌آموزد. از آنجا که شخصیت اجتنابی از حضور در جمع و فعالیت‌های گروهی گریزان است، در کسب مهارت‌های لازم برای زندگی مشترک نیز موفق نخواهند بود.

شخصیت اجتنابی نمی‌تواند نقش همسر خوب را برای طرف مقابلش ایفا کند. اعتماد به نفس پایین و خودکم‌بینی او موجب ناتوانی از داشتن ارتباط عمیق، احساسی و صمیمی با همسرش می‌شود. انتقادپذیر هم نیستند، و به راحتی نمی‌توان از او انتقاد کرد و خواهان اصلاح رفتارش شد. از کارهای مثبتش هم نمی‌توان به راحتی تمجید کرد، زیرا شاید حس کند به او ترحم کرده‌اید. بنابراین اگر به دنبال یک زندگی فعال و با نشاط هستید. و اگر نمی‌خواهید رابطه‌تان با نزدیکان‌تان کم شود یا از بین رود، در مورد ازدواج با شخصیت اجتنابی، بسیار محتاطانه تصمیم بگیرید.

برای آشنایی بیشتر با نشانه های اختلال شخصیت اجتنابی کلیک کنید.

چرا در ازدواج با شخصیت اجتنابی باید محتاط بود؟

شخصیت اجتنابی از گروه اختلالات شخصیتی دسته C می‌باشد. ازدواج با شخصیت اجتنابی مسائل خاص خودش را دارد. آن‌ها دوست دارند در زندگی زناشویی همچون نقش‌های سنتی رفتار کنند. اغلب میان خود و همسرشان فاصله مشخصی نگه می‌دارند؛ حتی ممکن است اکثر اوقات اتاق‌ خود را از همسر جدا کنند. دوست ندارند زیاد دیده شوند و مورد توجه قرار گیرند. همیشه در تلاش‌اند دنیا و عالم تنهایی خود را حفظ کنند. در ازدواج با شخصیت اجتنابی زندگی‌تان در سکوت خواهد گذشت. شما هر چقدر هم سعی در نزدیکی به او داشته باشید، او باز هم حرف‌های دلش را به شما نخواهد گفت. حتی وقتی شما با او درد دل کرده و از دنیای درونی‌تان برایش حرف بزنید، او احساس ترس و دلهره خواهد کرد.

فهمیدن احساسات شخصیت اجتنابی کار سختی است. چرا که او از حالات درونی خودش به کسی اطلاع نمی‌دهد. او در زندگی زناشویی احساساتش را بیان نخواهد کرد. این علائم و ویژگی‌ها به شخصیت اسکیزویید هم کمی شباهت دارد. در زندگی مشترک آن‌ها، رابطه همیشه به دوش همسرشان می‌باشد. و اگر آن‌ها تماس نگرفته و یا قراری برای ملاقات نگذارند، رابطه پیش نمی‌رود. اگر در زندگی زناشویی بحث و تعارضی پیش بیاید، اغلب شخصیت اجتنابی کوتاه آمده و مسأله با سکوت او به پایان می‌رسد. اغلب شخصیت فرمانبرداری دارند. ولی گاهی آزادی‌خواهی افراطی و ناگهانی به آنها دست می‌دهد. در نهایت شناخت ویژگی‌های آنها در برقراری ارتباط بهتر به شما کمک خواهد کرد.

مشکلات ازدواج و زندگی مشترک با شخصیت اجتنابی

در ازدواج و زندگی مشترک با شخصیت های اجتنابی رابطه زوجین سطحی ولی مشکلات بسیار عمیق است. پس برای کنار آمدن راحت‌تر با این مشکلات سعی کنید حتما در جلسات مشاوره خانواده شرکت کنید. بخشی از مشکلات و تعارضاتی که ازدواج با شخصیت اجتنابی و زندگی مشترک با او به دنبال خواهد داشت به قرار زیر هستند.

1- افراط در سکوت

دایره کلامی شخصیت اجتنابی محدود بوده و اغلب جملات کوتاه و حاشیه ای بکار می‌برد. بنابراین در زندگی مشترک با او حرف‌های زیادی بین‌تان رد و بدل نخواهد شد. در هنگام مشکلات نیز، بیشتر سکوت می‌کنند تا زودتر تنش تمام شود و به تنهایی خود برگردند. بخاطر همین سکوت و صحبت نکردن، غالبا مشکل حل نمی‌شود یا دیر حل ‌می‌شود. این موضوع شما را از ادامه رابطه خسته خواهد کرد.

2- هراس و اضطراب

در زندگی با شخصیت اجتنابی شما باید بپذیرید که به دلایل مسخره و بی‌خود، لذت حضور در جمع را نخواهید داشت. حتما همسران شخصیت اجتنابی این موضوع را به خوبی درک می‌کنند. زیرا این افراد بخاطر ترس از درگیری یا قضاوت بد، خود و همسرشان را از هیجان زندگی و شرکت در اجتماعات منع می‌کنند. شخصیت‌های اجتنابی در درونشان رویای بزرگ‌منشی و خودبزرگ‌بینی پنهان دارند، ولی در واقعیت بسیار ترسو هستند.

3- دو سوگرایی آزار دهنده

شخصیت اجتنابی از یک سو میل به حضور در اجتماع دارد ولی از سویی هم از جمع گریزان. تلاش در جهت تشویق او به رویارویی با مشکلش و سعی در تغییر رفتارش بی‌فایده است. و بدتر به اضطراب و ترس بیشتری دچار شده و بحث را با جواب‌های کوتاه و حاشیه‌ای، خاتمه می‌دهد.

4- شخصیت اجتنابی همیشه همسرش را مقصر می داند

شخصیت اجتنابی نسبت به همسرش پرتوقع است. همیشه در مشکلات و کمبود در رابطه فکر می‌کند مقصر همسرش است. و اصرار دارد همسرش هم قبول کند که مقصر است. در این حالت همسر شخصیت اجتنابی از لحاظ روحی خسته و افسرده می‌شود.

5- فاصله عاطفی

شخصیت اجتنابی در محیط کار با همکاران خود فاصله دارد، ولی حتی این فاصله را در زندگی زناشویی‌اش هم وارد می‌کند. در نتیجه نیازهای همسرش را در رابطه درک نکرده و به درستی ابراز احساسات نمی‌کند. به خاطر اضطراب و هراس، از بیان احساسات درونی متقابل جلوگیری می‌کند. حتی ممکن است از خوابیدن کنار شما فاصله بگیرد.

6- ابراز احساسات

شخصیت اجتنابی نمی‌تواند احساسات خود و دیگران را به خوبی درک کند. یعنی حتی قادر به درک نیازهای احساسی همسرش نیست، در نتیجه نمی‌تواند رفتار مناسبی با او داشته باشد. همسر یک شخصیت‌ اجتنابی در میان سکوت حاکم در فضا، حسرت یک ابراز احساس مناسب را خواهد داشت.

7- انکار احساسات

شخصیت اجتنابی برای احساسات خودش دنبال دلیل منطقی و عقلی است. حتی وقتی کسی احساسش را درک کند، او آن احساس را انکار کرده و با دلایل عقلی مسئله را پیچیده می‌کند. در نهایت متوجه می‌شوید که او هیچ آشنایی با احساسات ندارد.

8- تغییر گریزی

تغییر در زندگی اغلب شخصیت‌های اجتنابی غیر ممکن است. شاید هر روز تصمیم به تغییر بگیرد، سعی دارد در جمع حضور داشته و رابطۀ فعالانه‌ای با اجتماع برقرار کند. ولی عزت نفس و اعتماد به نفس پایین، باعث می‌شود با کوچک‌ترین انتقاد دیگران، به تنهایی خود بازگردد.

9- بازداری ارتباطی

مهم‌ترین مشکل در ازدواج با شخصیت اجتنابی ، ایجاد بازداری‌ در رابطه است. این بازداری در زندگی زناشویی آنها هم دیده می‌شود. برای مثال از ارتباطات چشمی و عاطفی می‌گریزند؛ قهرهای زناشویی مدت زیادی طول می کشد. رابطه فقط با مدیریت همسرشان پایدار است. به مرور همسر او هم خسته شده و دوری‌گزین و افسرده می‌شود. شخصیت اجتنابی با تلاش به درمان خود، به پایداری رابطه و سلامت همسرش کمک خواهد کرد.

نقش مشاوره در ازدواج با شخصیت اجتنابی

گفتیم شخصیت اجتنابی همیشه همسر خود را مقصر دانسته و علی‌رغم محبت‌های زیاد همسرش، باز هم آن را ناکافی می‌داند. شخصیت اجتنابی از صحبت در مورد مسائل زناشویی خود با دیگران فراری است. برای همین به شدت از حضور در جلسات مشاوره و درمان گریزانند. حتی ممکن است وجود مشکل در رابطه‌شان را هم انکار کنند! بنابراین برای شروع درمان آنها ابتدا باید فرد متخصص و باتجربه با او صحبت کرده و قانع کند که مشکلات رفتاری‌اش باید حل شوند. مشاوره با روان‌پزشک و روان‌درمانگر کمک زیادی به بهبود علائم و ایجاد انگیزه برای درمان خواهد کرد. برای دریات خدمات مشاوره ازدواج کلیک کنید.

سخن پایانی

دیدیم که شخصیت‌های اجتنابی ویژگی‌های اخلاقی خاصی دارند که اغلب هم دست خودشان نیست. و شاید خودشان وجود اختلال را هم انکار کنند. از این رو هرکسی نمی‌تواند با آن‌ها زندگی زناشویی شروع کند و با رفتارهایشان کنار بیاید. با توجه به این مسائل توصیه می‌کنیم حتما قبل از تصمیم ازدواج با شخصیت اجتنابی، با یک روانشناس متخصص در این زمینه مشورت کنید و به کمک او تمام جوانب رفتاری او را بررسی نمایید. برای آشنایی با جدید ترین روش های درمان شخصیت اجتنابی کلیک کنید.

برای دریافت مشاوره در زمینه ازدواج با شخصیت اجتنابی می‌توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی ازدواج با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی آواژه از طریق شماره 02191002360 تماس بگیرید.

منبع: ازدواج با شخصیت اجتنابی

اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید در «خوشه‌ A» اختلالات شخصیت قرارد دارد که شامل تفکر یا رفتارهای غیرعادی و عجیب و غریب هستند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت‌اسکیزوئید ممکن است گوشه‌گیر، بی‌تفاوت و تنها به نظر برسند. این افراد در هنگام تعامل با دیگران طیف محدودی از احساسات را بروز می‌دهند و اغلب متوجه نمی‌شوند که رفتارشان غیرعادی یا مشکل‌ساز است. زندگی با یک فرد دوری‌گزین و سرد نمی‌تواند آسان باشد. حتی اگر خود این افراد از وضعیت خود شکایتی نداشته باشند، خانواده آن‌ها اغلب با مشکلاتی همچون افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند. برای آشنایی با علائم و راه های کمک به این افراد با ما همراه باشید.

منبع: اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید تحت عنوان Schizoid personality disorder در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی-5 به عنوان اختلال شخصیت خوشه A طبقه‌بندی می‌شود. این افراد اغلب عجیب و غریب و غیر عادی توصیف می‌شوند. دو اختلال شخصیت دیگر خوشه A اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و اختلال شخصیت پارانوئید هستند. ناهنجاری اجتماعی و کناره‌گیری از مشخصه‌های اصلی این خوشه است. شیوع اختلال شخصیت اسکیزوئید در حدود 3.1 تا 4.9 درصد جمعیت است که فراوانی آن در مردان و زنان یکسان است (اندکی در مردان بیشتر است).

اختلال شخصیت اسکیزوئید یک الگوی شخصیتی از بی‌تفاوتی نسبت به روابط اجتماعی، با طیف محدودی از تجربه و ابراز احساسات است. این اختلال در اوایل بزرگسالی خود را از طریق فاصله‌گیری اجتماعی و جدایی‌های عاطفی نشان می‌دهد که افراد را از داشتن روابط نزدیک باز می‌دارد. افراد مبتلا به این اختلال شخصیت ممکن است در زندگی روزمره صاحب شغلی باشند و فعالیت داشته باشند، اما روابط معناداری با دیگران ایجاد نمی‌کنند. آن‌ها معمولاً تنها هستند و ممکن است مستعد رویاپردازی بیش از حد و همچنین ایجاد وابستگی به حیوانات باشند. از طرفی هم ممکن است در مشاغل انفرادی که برای دیگران دشوار است، مانند نگهبانان شبانه، خوب عمل کنند.

نظرات دیگران (چه خوب و چه بد) برای آن‌ها اهمیتی ندارد. در اختلال شخصیت اسکیزوئید، توانایی برقراری ارتباط معنادار با دیگران محدود است. آن‌ها هیچ دوست صمیمی یا محرمی ندارند (به جز گاهی اوقات یک خویشاوند درجه یک). به ندرت سر قرار می‌روند و اغلب ازدواج نمی‌کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند تنها باشند و فعالیت‌ها و سرگرمی‌هایی را انتخاب کنند که نیازی به تعامل با دیگران ندارند (مثلاً بازی‌های رایانه‌ای). فعالیت جنسی با دیگران برای آن‌ها چندان جالب نیست. همچنین به نظر می‌رسد که از تجربیات حسی و بدنی (مثلاً پیاده روی در ساحل) لذت کمتری می‌برند.


علائم و نشانه های اختلال شخصیت اسکیزوئید

بیشتر اختلالات شخصیتی در سال‌های نوجوانی و زمانی که شخصیت رشد و بالغ می‌شود، بروز می‌یابد. علائم اختلال شخصیت اسکیزوئید نیز باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و تشخیص گذاری در این زمان صورت می‌گیرد. علائم این اختلال اغلب در طول زمان ثابت می‌ماند.

ویژگی اصلی اختلال شخصیت‌اسکیزوئید، الگوی ثابت فاصله‌جویی و بی‌علاقگی عمومی به شکل‌گیری و حفظ روابط اجتماعی است. یک فرد با شخصیت اسکیزوئید معمولا علاقه‌ای به روابط نزدیک، حتی با اعضای خانواده‌اش ندارد. آن‌ها سرگرمی‌ها، فعالیت‌ها و مشاغلی را انتخاب می‌کنند که ماهیت انفرادی دارند. تمایل کمی به فعالیت جنسی دارند (یا اصلا تمایلی ندارند). به ندرت احساسات شدید و عمیق را تجربه یا ابراز می‌کنند. نسبت به ستایش یا انتقاد دیگران بی‌تفاوتی آشکار دارند. یک چنین افرادی در ابراز وجود مشکل دارند، تغییرات قابل مشاهده کمی در خلق و خوی خود نشان می‌دهند، از تعداد محدودی فعالیت لذت می‌برند و انگیزه یا اهداف زندگی اندکی دارند.

افراد با شخصیت اسکیزوئید ممکن است از نظر اجتماعی ناتوان، گوشه‌گیر یا خودشیفته به نظر برسند. آن‌ها به ندرت واکنش نشان می‌دهند (مثلاً با لبخند زدن یا تکان دادن سر) و به سختی احساسات خود را در موقعیت‌های اجتماعی نشان می‌دهند. شخصیت‌های اسکیزوئید حتی زمانی که به شدت تحریک می‌شوند، در ابراز خشم مشکل دارند. آن‌ها به رویدادهای مهم زندگی واکنش مناسب نشان نمی‌دهند و ممکن است در واکنش به تغییرات، منفعل به نظر برسند. در نتیجه، ممکن است به نظر برسد که هیچ جهتی برای زندگی خود ندارند.


علت ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید، یکی از ناشناخته‌ترین شرایط سلامت روانی است. محققان هنوز در تلاش برای کشف علت دقیق آن هستند. تاکنون، احتمال می‌رود که موارد زیر در ایجاد اختلال شخصیت اسکیزوئید نقش داشته باشند.

عوامل ژنتیکی

برخی از محققان فکر می‌کنند ممکن است یک ارتباط ژنتیکی بین طیف اختلالات اسکیزوفرنی و اختلال شخصیت اسکیزوئید وجود داشته باشد. چنان که کناره‌گیری اجتماعی یکی از ویژگی‌های هر دو اختلال است. این نشان می‌دهد استعداد ژنتیکی برای ابتلا به این اختلال حتمی است. برخی از مطالعات میزان وراثت‌پذیری را در این اختلال تقریباً 30 درصد می‌دانند. بااین حال افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، بر خلاف افراد مبتلا به اسکیزوفرنی یا اختلال اسکیزوافکتیو، با واقعیت در تماس هستند. علاوه بر این، برخی از ویژگی‌های اختلال طیف اوتیسم شبیه به اختلال شخصیت‌اسکیزوئید است، از این‌رو به نظر می‌رسد یک رابطه ژنتیکی بین این دو نیز وجود داشته باشد.

عوامل محیطی

برخی از مطالعات نشان می‌دهد افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید اغلب از محیط‌هایی می‌آیند که فاقد پرورش عاطفی هستند. به عبارت دیگر، داشتن مراقبانی که در دوران کودکی از نظر عاطفی سرد، غفلت‌کننده و فاصله‌گیر بوده‌اند، ممکن است با تقویت احساس کودک مبنی بر رضایت‌بخش نبودن روابط بین فردی، به ایجاد اختلال شخصیت اسکیزوئید کمک کند. بنابراین تجربه سوء استفاده یا بی‌توجهی در کودکی و داشتن والدینی که از نظر عاطفی دردسترس نیستند به احتمال بالایی می‌تواند به بروز این اختلال دامن بزند.


آیا می‌توان از بروز اختلال شخصیت اسکیزوئید جلوگیری کرد؟

اختلال شخصیت اسکیزوئید به طور کلی قابل پیشگیری نیست، اما درمان می‌تواند به فردی که مستعد ابتلا به این بیماری است اجازه دهد تا راه‌های مؤثرتری برای تغییر رفتارها و افکار غیر مفید بیاموزد.

راه های تشخیص زودهنگام اختلال شخصیت اسکیزوئید

شخصیت اسکیزوئید به طور کلی زندگی تنظیم شده‌ای دارند. در مقایسه با افراد مبتلا به انواع دیگر اختلالات شخصیت، افراد مبتلا به اختلال شخصیت‌اسکیزوئید کمتر دچار اضطراب یا افسردگی می‌شوند، به خصوص اگر در موقعیت‌های اجتماعی، تحصیلی یا شغلی نباشند، چرا که این محیط‌ها بر مهارت‌های اجتماعی محدود آن‌ها فشار وارد می‌کند.

اختلال شخصیت اسکیزوئید یک وضعیت سلامت روان است. مانند همه مشکلات سلامت روان، جستجوی کمک به محض ظاهر شدن علائم می‌تواند به کاهش اختلالات در زندگی افراد کمک کند. متخصصان سلامت روان می‌توانند طرح‌های درمانی ارائه دهند که می‌تواند به افراد مبتلا به این اختلال در مدیریت افکار و رفتارهای خود کمک کند.

اعضای خانواده افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید اغلب استرس، افسردگی و انزوا را تجربه می‌کنند. مهم است که به عنوان یکی از اعضای خانواده مراقب سلامت روان خود باشید و در صورت مشاهده این علائم از متخصصین کمک بخواهید.

کمک به اختلال شخصیت اسکیزوئید

افراد با شخصیت‌اسکیزوئید اصلا فکر نمی‌کنند مشکلی وجود داشته باشد و از این‌رو به ندرت به دنبال درمان هستند. این اختلال برای فرد ایگو-دیستونیک و آزاردهنده تجربه نمی‌شود. با اینکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید متوجه‌اند که با دیگران تفاوت دارند (به ویژه در عدم علاقه به روابط نزدیک)، اما این منجر به نگرانی یا احساس تنهایی نمی‌شود. آن‌ها زمانی به دنبال کمک هستند که به دلیل شرایطی که همزمان وجود دارد (مانند اضطراب یا افسردگی، نه خود اختلال) به مشکل خورده باشند یا نزدیکان آن‌ها شکایت جدی از روابطشان با این افراد داشته باشند و نهایتا اغلب این کار را بخاطر توصیه نزدیکان‌شان انجام می‌دهند.

معمولاً برای اختلال شخصیت اسکیزوئید دارو توصیه نمی‌شود. با این حال، گاهی اوقات از دارو برای درمان کوتاه مدت افسردگی و یا حالت‌های شدید اضطراب مرتبط با این اختلال استفاده می‌شود.

رواندرمانی برای این افراد اغلب بر ایجاد رابطه حسنه و اعتماد متمرکز است. برقراری ارتباط و اعتماد به درمانگر می‌تواند نوید بخش این باشد که فرد در موقعیت‌های زندگی واقعی نیز مهارت ایجاد و حفظ رابطه را خواهد داشت. اگرچه بهبود این اختلال دشوار است اما اغلب با تمرکز درمان بر روی اهداف درمانی ساده‌تر می‌توان نگرانی‌های فعلی یا عوامل استرس‌زا در زندگی فرد را کاهش داد. شناخت درمانی ممکن است برای پرداختن به انواع خاصی از افکار واضح و غیرمنطقی که بر رفتارهای بیمار تأثیر منفی می‌گذارند، استفاده شود. این برنامه درمانی باید در شروع درمان به وضوح تعریف شود. درمانگر باید از تفاوت‌های فرهنگی که می‌تواند به عنوان اختلالات شخصیتی ظاهر شود، آگاه باشد.

برای دریافت مشاوره در زمینه شخصیت اسکیزوئید می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی آواژه تماس حاصل نمایید.

منبع: اختلال شخصیت اسکیزوئید

برخورد با شخصیت نمایشی

برخورد با شخصیت نمایشی به دلیل ویژگی‌های خاص این افراد مثل تحریک‌پذیری، رفتارهای خاص و مبالغه‌آمیزشان کار چندان آسانی نیست. این رفتارها اگرچه در نگاه اول ممکن است جالب باشند، اما در روابط بین فردی عمیق‌تر باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی می‌شوند. به همین منظور لازم است برخی از روش‌های اصولی را برای داشتن برخوردی مناسب با شخصیت نمایشی فرابگیریم. البته میزان و نوع ارتباط شما با این افراد نیز تاثیر زیادی با روشی که باید اتخاذ کنید دارد. هر چه رابطه‌تان نزدیک‌تر باشد نیاز بیشتری به دریافت خدمات تخصصی توسط مشاوران روانشناسی دارید.

منبع: برخورد با شخصیت نمایشی

با چه شخصیتی روبرو هستیم؟

نظرات متفاوتی در مورد علت ایجاد اختلالات شخصیت، ازجمله شخصیت نمایشی مطرح است. نظریات روان‌شناختی بیان می‌کنند که نحوه تعاملات والد-فرزندی در دوران کودکی می‌تواند نقش به سزایی در این زمینه داشته باشد. بنابر گزارشات تهیه‌شده از نمونه‌های بالینی، اکثر مبتلایان به این اختلال شخصیتی، در خانواده‌هایی بی‌ثبات و نابسامان بزرگ‌شده‌اند. والدین آن‌ها معمولاً افرادی ناکارآمد بودند و احتمال داشت که بدون دلیل موجه اقدام به تنبیه فرزندان خود کنند. این موضوع باعث احساس بی‌کفایتی و حقارت در کودکان می‌شود. عزت‌نفس آن‌ها پایین می‌آید و روحیه‌ای حساس و شکننده نسبت به انتقاد یا قضاوت پیدا می‌کنند.

علاوه بر این، چنین کودکانی سعی می‌کنند راه‌های مختلف را برای کسب تأیید و محبت والدین خود امتحان کنند. ملاک قضاوت آن‌ها در مورد درست و غلط، تأیید و توجه اعضای خانواده‌شان می‌شود. به همین دلیل، اغلب آن‌ها در هویت‌یابی و کسب یک شخصیت واحد شکست می‌خورند. درصورتی‌که این مشکلات در دوره کودکی رفع نشود، زمینه برای شکل‌گیری شخصیت نمایشی در بزرگ‌سالی مهیا می‌گردد.

رفتار و برخورد با شخصیت نمایشی

برحسب آنکه حوزه و شدت آسیب‌های دوران کودکی در افراد چگونه بوده، می‌توان از روش‌های متفاوتی برای برخورد با آن‌ها استفاده کرد. برخی از شیوه‌های رایج برای مواجهه با افراد هیستریونیک به شرح زیر هستند.

1- تشویق افراد برای شناخت خود

باراهنمایی کردن فرد برای اقدام به خودشناسی می‌توان گام بزرگی برای کاهش علائم شخصیت نمایشی برداشت. این افراد همواره سعی می‌کنند خود را به نحوی نشان دهند که تأیید اطرافیان‌شان را کسب کنند. به همین دلیل فرصتی برای کشف ویژگی‌های حقیقی خود پیدا نمی‌کنند. می‌توان با تشویق این افراد به شناخت نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، به آن‌ها کمک کرد تا شخصیت واحدی برای خود شکل دهند.

2- تقویت استقلال و بالا بردن حس کفایت در برخورد با شخصیت نمایشی

یکی از دلایل اصلی رفتارهای نمایشی در افراد هیستریونیک، نیاز مداوم به چسبیدن به دیگران است. این حس وابستگی از دوران کودکی در آن‌ها ارضاء نشده است. به همین دلیل درصورتی‌که حمایت شخص دیگری را نداشته باشند، احساس بی‌کفایتی و ضعف می‌کنند. بر این اساس، لازم است با دادن تکالیف و تمریناتی به آن‌ها، استقلال و خودبسندگی این عده را افزایش داد.

3- تأکید بر توانایی‌های واقعی افراد به‌جای ظاهر ساختگی آن‌ها

افراد مبتلابه اختلال شخصیت نمایشی از ابتدای جوانی، ارزشمندی خود را منوط به داشتن جذابیت‌های ظاهری در نظر گرفته‌اند. به همین دلیل، بیشتر انرژی و زمان خود را برای شکوفایی توانایی‌های بالقوه‌شان ازدست‌داده‌اند. با تشویق این افراد برای دنبال کردن مهارت‌ها و بروز استعدادهای‌شان، می‌توان نشان داد که این موارد ارزشی بالاتر از ویژگی‌های سطحی و ساختگی دارند.

4- کمک به تقویت عزت‌نفس در برخورد با شخصیت نمایشی

افراد دارای شخصیت نمایشی سعی می‌کنند احساس خلأ و پوچی درونی‌شان را با استفاده از ظاهر فریبندگی‌ و جلب‌توجه، مخفی کنند. آن‌ها از این طریق در تلاش‌اند تا مرهمی کوتاه مدت بر عزت‌نفس پایین‌شان بگذارند. بنابراین، درصورتی‌که به این افراد در جهت تقویت عزت‌نفس کمک شود، احتمال بروز رفتارهای اغواگرانه و ظاهری کاهش می‌یابد.

5- پرهیز از انتقادهای غیراصولی

روحیه حساس، تحریک‌پذیری و اعتمادبه‌نفس پایین باعث می‌شوند تا افراد دچار شخصیت نمایشی نسبت به هرگونه انتقاد، با شدت واکنش نشان دهند. هدف این افراد از عشوه‌گری و جلب‌توجه، کسب تأیید و تحسین دیگران است. با این حساب، انتقاد دقیقاً مخالف خواسته آن‌ها است. پس به هنگام شنیدن سرزنش یا قضاوت دیگران، خشم و عصبانیت زیادی را تجربه می‌کنند.

لازم به ذکر است که این احساسات منفی به‌صورت ناخودآگاه در آن‌ها ایجاد می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها دلیل این حجم از عصبی بودن خود را نمی‌دانند.

6- مرزهای مشخصی برای رابطه خود با فرد هیستریونیک تعیین کنید

دمدمی‌مزاج بودن شخصیت‌های نمایشی باعث می‌شود تا هیجان‌های افراطی و اغراق‌آمیزی را بروز دهند. آن‌ها ممکن است پس از یک آشنایی اولیه، صمیمیت و نزدیکی زیادی را نسبت به آنچه واقعاً بین دو طرف وجود دارد، احساس کنند. این موضوع نشان می‌دهد که افراد مبتلابه این اختلال، قادر به تعیین حدومرزهای رابطه نیستند.

بنابراین، شرط داشتن رابطه‌ای ماندگارتر با این افراد، تعیین دقیق مرزهای رابطه است. باید به آن‌ها نشان دهیم که به مرزهای خود پایبند هستیم و همین انتظار را از جانب او داریم.

7- برخورد با شخصیت نمایشی و دریافت کمک تخصصی

بهره‌گیری از رویکردهای درمانی برای بهبود رفتار اشخاص هیستریونیک، یکی از مهم‌ترین اقدامات در برخورد با این افراد به شمار می‌رود. راهکارهای درمانی متنوعی برای کمک به این افراد وجود دارد. این راه‌ها معمولاً علمی و تجربه‌شده هستند؛ لذا می‌توانند احتمال بهبود هر چه سریع‌تر نشانه‌های شخصیت نمایشی را افزایش دهند.

برای دریافت مشاوره در زمینه شخصیت ها می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی آواژه تماس حاصل نمایید.

منبع: برخورد با شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته (dependent personality disorder) نوعی پیچیدگی روانی است که در بلند مدت شکل گرفته و برای تغییر آن باید ریشه آن را در آشفتگی‌های خانوادگی، روش تربیتی، ضربه های روحی در سنین مختلف، سیستم خانواده و… جستجو کرد. شخصیت وابسته در بخش‌های مختلف زندگی‌اش دچار مشکل شده و علت اصلی به وجود آمدن مشکلات‌اش را به عوامل بیرونی نسبت می‌دهد. او از ناتوانی در تصمیم گیری، احساس بی ارزشی، ناسپاسی اطرافیان، ترس از دست دادن عزیزان، مورد سوءاستفاده واقع شدن و… رنج می‌برد. بنابراین به کمک رواندرمانی می‌توانید نشانه ها و علائم این اختلال را بشناسید و آن‌ها را برطرف نمایید.

منبع: اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته

همانطور که نام اختلال شخصیت وابسته (dpd) پیداست، فرد وابستگی جسمی، روانی، عاطفی و احساسی شدیدی به دیگران دارد. آن­‌ها نمی­‌توانند به تنهایی جهتی برای زندگی خود مشخص کنند و یا تصمیم بگیرند. حتی اداره زندگی برای‌شان به تنهایی دشوار و نشدنی می‌گردد.

اختلال شخصیت وابسته وابستگی‌‌اش به قدری زیاد است که گاهی حتی برای مدل لباس بپوشید، به دیگران نیاز دارد. پس شخصیت وابسته برای آنکه دیگران را در کنار خود نگه دارد، حاضر به انجام هر کاری هست و مدام در جهت خوشحال کردن و کسب توجه اطرافیان‌اش در تلاش می‌باشد و به همین سبب ممکن است به راحتی مورد سوءاستفاده قرار بگیرد.

شخصیت وابسته در تنهایی احساس ناخوشایندی داشته و پریشان­ است؛ اغلب روابط اجتماعی محدودی دارد، معمولاً هدف مهمی ندارند، به تصمیمات خود پایبند نیست و مدام دچار شک و تردید می‌شود.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت وابسته

نیاز افراطی به مراقبت شدن و حضور دیگران که منجر به رفتارهای سلطه­‌پذیری، وابستگی، ترس از جدایی می­‌شود از معیارهای اصلی تشخیص اختلال شخصیت وابسته است.

  • ناتوانایی در تصمیم­‌گیری حتی برای مسائل روزمره زندگی بدون نظرخواهی از دیگران
  • مسئولیت‌های زندگی خود را نپذیرفته و اکثر ‌مسئولیت‌ها را بر دوش دیگران می‌اندازد.
  • احساس ناراحتی شدید و آشفتگی در تنهایی
  • عدم اطمینان به توانایی­‌های فردی خود، عدم برخورداری از اعتماد به نفس کافی و بی‌انگیزگی
  • ترس از جدایی و رها شدن به دلیل از دست دادن حمایت­‌هایشان
  • پس از اتمام یک رابطه به سرعت در پی برقراری رابطه­‌ای جدید هستند
  • اولویت قرار دادن نیازهای دیگران به نسبت نیازهای خود، اهمیت بیش از حد دادن به دیگران و عدم مخالفت با آن­‌ها به خاطر از دست ندادن توجه و حمایت­‌های‌شان
  • اغلب در شروع کارها مشکل دارند
  • تعاملات اجتماعی کمی دارند. اغلب تنها با افرادی که به آن‌ها وابسته‌اند ارتباط دارند. مرتب درگیر این اشتغال ذهنی هستند که مبادا این افراد نزدیک، وی را برای مراقبت از خودش تنها بگذارند.

علل پیدایش اختلال شخصیت وابسته

  • ژنتیک و عوامل زیستی
  • سابقه خانوادگی: در صورتی که یکی از اعضای خانواده فرد دچار این اختلال باشد، احتمال بروز آن بیشتر است. همینطور اگر در خانواده سابقه اختلالات اضطرابی، اختلالات افسردگی، و سایر اختلالات شخصیتی وجود داشته باشد، احتمال ابتلا به این اختلال بالا می­‌رود.
  • آسیب­‌های دوران کودکی: اگر فرد در دوران کودکی­‌اش مورد آزار و سوء استفاده قرار بگیرد یا اتفاقات تهدیدکننده‌ای را تجربه کند، ممکن است دچار این اختلال شود.
  • والدین: والدینی که رفتاری مستبدانه با فرزند خود دارند، به آن‌­ها بی توجهی می­‌کنند و یا از فرزند خود به شکلی افراطی مراقبت می‌­کنند، در بروز این اختلال موثرند. همینطور والدین نقش به سزایی در پیدایش دلبستگی ایمن در کودک خود دارند.

لازم به ذکر است که این اختلال معمولا در اوایل بزرگسالی و حدودا 18 سالگی آغاز می­‌شود. بر طبق مطالعات انجام شده شیوع این اختلال در زنان بیشتر از مردان و در فرزندان آخر خانواده بیشتر است.

انواع dpd

  • شخصیت وابسته موافق و راضی: در مقایسه با سایر انواع سلطه پذیرترند و بی‌چون و چرا خواسته­‌های دیگران را می­‌پذیرند. از تعارض و مخالفت با دیگران اجتناب می­‌کنند. به صورت درونی خود را قبول ندارند اما می­‌خواهد همیشه از جانب اطرافیان مورد تایید قرار گیرند. آن­ها فداکار، مهربان، خوش‌­نیت، همیار و همدل‌اند. معمولا دچار بیماری­‌های بدنی، اضطراب و احساس گناه می‌­شوند.
  • شخصیت وابسته نابالغ: اکثر افراد معمولا در زمینه‌­های مختلفی دارای مهارت هستند و با تلاش و گذر زمان این توانایی­‌ها رشد می‌یابد.اما برخی در هیچ زمینه‌ای پیشرفت نکرده و یا به عبارت دیگردر همه زمینه­‌های کودکی باقی می­‌مانند. آن­‌ها بزرگسالانی­‌اند که به بازی علاقه بیشتری داشته و از ارتباط با کودکان و نوجوانان احساس رضایت بیشتری دارند.
  • شخصیت وابسته بی­‌ثمر: در ابراز وجود و استقلال بسیار ضعیف­‌اند و به نوعی فاقد انرژی زندگی هستند. خوشحالی و لذت در زندگی را عمیقا تجربه نمی­‌کنند. به تقدیر و شانس اعتقاد دارند. زندگی اینگونه افراد معمولا بدون تغییر باقی خواهد ماند، چون نه انگیزه­‌ای برای تغییر دارند، نه می­‌خواهند در زندگی عملکرد موثری داشته باشند.
  • شخصیت وابسته فارغ از خود: به صورت افراطی مطیع بوده و به عبارتی خود را در اطرافیان‌شان گم می­‌کنند. ارزش و اعتقادات خود را رها می­‌کنند و از ارزش­‌های دیگری پیروی کرده و مانند او رفتار می­‌کنند. یعنی فردیت برای‌شان معنی ندارد.
  • شخصیت وابسته ناآرام: بسیار نگران و آشفته­‌اند و با کوچک‌ترین جدایی دچار اضطراب و نگرانی می­‌شوند. اغلب خشمگین‌­اند و این خشم را نسبت به کسانی که نمی­‌توانند حمایت و مراقبت کافی را از آنان داشته باشند؛ نشان می­‌دهند.

رابطه با افراد دارای اختلال شخصیت وابسته

این افراد اغلب ظاهری گرم و صمیمی دارند، مطیع و فروتن به نظر می‌رسند، اما در واقع علت این رفتارها این است که اطرافیان‌شان آن­‌ها را ترک نکنند و اضطراب ناشی از احساس رها شدن را به حداقل برسانند. این گونه رفتارهای چسبنده پس از مدتی ممکن است احساس خفگی و ناراحتی، در کسانی که در ارتباط نزدیک با مبتلایان این اختلال هستند به وجود آورد.

همسر فرد وابسته نمی‌تواند فضای کافی برای خود و استقلال خود داشته باشد؛ زیرا مبتلایان این اختلال از بلوغ عاطفی کافی برخوردار نیستند. مبتلایان مسئولیت زیادی را در زندگی بر عهده نگرفته و بار سنگین بر دوش اطرافیان و به خصوص همسر خود می‌اندازند. اگر از آن­‌ها بخواهید کارهای خود را بدون کمک و نظر دیگران انجام دهد و حد و مرز برای‌شان تعیین کنید، احساس ناامنی بیشتری خواهند کرد؛ و حتی ممکن است واکنش­‌های قهرآمیز یا برانگیزاننده ترحم نشان دهد.

کمک به اختلال شخصیت وابسته

  • کمک به تغییر نگرش و اطلاع از خطاهای شناختی: ابتدا باید سعی کنیم، او را از افکار شناختی که به وی احساس ناتوانی می‌دهد، آگاه کنیم. اختلال شخصیت وابسته به علت افکار بی کفایتی و این تفکر که “اگر کاری را شروع کنم، از پس آن بر نمی آیم و شکست می­خورم”؛ هیچ کاری را شروع نمی­‌کند. پس باید با آگاهی دادن و کمک به فرد برای تعیین اهداف شخصی نه اهدافی که سبب جلب توجه و حمایت دیگران می­‌شود، روند وی را تغییر دهیم. همینطور گاهی با راهنمایی­‌هایی برای کسب موفقیت­‌هایی هرچند کوچک سبب افزایش اعتماد به نفس او بشویم.
  • مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته به علت ترس از دست دادن حمایت دیگران نمی‌تواند خواسته‌های خود را بیان کنند و به خواسته های دیگران نه بگوید. همین مسئله می‌تواند سبب سوء استفاده دیگران شود، در نتیجه باید به فرد کمک کرد مهارت نه گفتن را یاد بگیرد. همینطور باید به وی کمک کرد، سعی کند احساسات و هیجانات خود را به شیوه صحیح بروز دهد.
  • شخصیت وابسته خود را ناتوان در تصمیم گیری می‌بیند. پس کمک کنید تا مهارت‌های حل مسئله را یاد بگیرد.
  • اما مهم‌ترین اقدام و کمک در برخورد با این افراد این است که آن‌ها را به یک متخصص معرفی کنیم تا بتوانند از تشخیص مناسب و تکنیک‌های درمانی مناسب بهره گیرند.
  • برای ادامه ارتباط با اختلال شخصیت وابسته و حفظ تعادل و هدایت رابطه، نیاز به راهنمایی متخصص است.

آیا درمانی دارد؟

روند بهبودی مبتلا به اختلال شخصیت وابسته معمولاً طولانی است. در این نوع بیماران معمولا روان­درمانی به عنوان درمان اصلی در نظر گرفته می­‌شود. تکنیک‌های شناختی رفتاری که بر بینش بیمار، تفکر و الگوهای شناختی نادرست متمرکز است، موثرترین روش درمانی هستند. نکته مهم در درمان این بیماران، که درمانگر باید حتما در نظر داشته باشد این است که درمانجو نباید بیش از حد به درمانگر وابسته شود و درمان باید به سمت افزایش اعتماد به نفس و توانایی تصمیم گیری به صورت مستقل بیانجامد.

خانواده درمانی برای تعدیل و بازسازی روابط اعضای خانواده بسیار اهمیت دارد.

به دلیل طولانی بودن روند درمان و همینطور علائمی مانند اضطراب و افسردگی که در اکثر مبتلایان این اختلال دیده می­‌شود؛ می­‌توان از داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی نیز بهره برد.

شروع درمان برای این افراد امری بسیار ضروری است، چرا که آن‌ها بیشتر در معرض سایر اختلالات مانند اختلال اضطراب، افسردگی، فوبیا و … قرار دارند. شیوه و روند درمان باید توسط یک فرد متخصص پیش گرفته شود؛ در غیر این صورت ممکن است اختلال شخصیت وابسته نه تنها درمان نشود، بلکه نتیجه عکس بگیرد.

برای دریافت مشاوره در زمینه اختلال شخصیت وابسته می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی آواژه تماس حاصل نمایید.

منبع: اختلال شخصیت وابسته